5نکته درباره‌ی ارتباط آشپزی با توسعه‌ی فردی که خجالت می‌کشید بپرسید

آیا کوتاه‌ترین راه همیشه بهترین راه است؟

سپهر، نوجوان شانزده‌ساله‌ که مادربزرگش زمین‌خورده و پایش صدمه دیده، برای ناهار امروزش غذا ندارد. مادرش مجبور شده برای مراقبت از مادربزرگ، به بیمارستان برود. سپهر سراغ یخچال می‌رود؛ به سبزیجات و مواد داخل یخچال نگاهی می‌اندازد؛ بعضی را برمی‌دارد، بو می‌کند.

بوها برایش غریبه‌اند؛ مثل کسانی که اگر نقابشان را بردارند نمی‌شناسیمشان، او هم هیچ تصوری از شکل اولیه و خام مواد غذایی در ذهنش ندارد.

از ترکیبات، درجه حرارت و زمان پخت و مراحل آماده‌سازی مواد اولیه بی‌اطلاع است؛ ابزار و لوازم آشپزی را هم نمی‌شناسد.

پس ساده‌ترین راه گرسنه نماندن؟!
درست حدس زدید. با نزدیک‌ترین و مشهورترین برند فست‌فود یا رستوران دوروبر خانه‌ تماس گرفته و غذا سفارش می‌دهد. غذاهایی خوشمزه با کالری‌های زیاد و ارزش غذایی کم. با یکی دوبار که مشکلی پیش نمی‌آید؟!
موافقم.
بلاخره حال مادر‌بزرگ خوب می‌شود؛ مادر به انجام کارهای روزمره، از جمله آشپزی، برمی‌گردد ولی آیا رابطه‌ی سپهر با آشپزخانه تغییر می‌کند؟

مسیر توسعه‌ی فردی

می‌دانستم که مفهوم توسعه فردی همان خودشناسی است، یعنی تمام فعالیت‌هایی که عملکرد ذهن، مغز و قلب انسان را بهبود می‌دهد: سلامتی، ورزش، تغییر عادت‌ها، ایجاد انگیزه، ارتباط‌های اثربخش، مدیریت ذهن، معنویت، بازنگری اعتقادات و باورها و موضوعاتی از این دست که به صورت مستقیم یا غیر‌مستقیم کیفیت زندگی آدم‌ را بهتر می‌کند.
در رابطه با توسعه فردی چیزهایی به نظرم می‌رسید ولی همیشه خجالت می‌کشیدم بپرسم یا درباره‌اش بنویسم؛ چون می‌دیدم بیشتر افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند روی موضوعاتی مثل: سلامتی، کسب درآمد، معنویات، ارتباطات و شغل متمرکزند.

اما من می‌خواستم ببینم چطور آشپزی در مسیر توسعه‌ی فردی به شخص کمک می‌کند. به عنوان کسی که تقریبن از کودکی آشپزی کرده، تا حدودی با فرهنگ غذایی مردم کشورم، و کشورهای دیگر، آشنا هستم. خواص و ساختار مواد اولیه آشپزی را می‌‌دانم و، در حد امکان، اطلاعاتم را به روز می‌کنم.

سرانجام تصمیم گرفتم با حس خجالتم آشتی کنم؛ از تجربه آشپزی کمک بگیرم و با نوشتن پنج نکته، پیوندی بین آشپزی و توسعه فردی برقرار کنم.

 

 مراقبه کردن

اگر فرزندی دارید با کمک او، بذر سبزی یا صیفی‌ در گلدان بکارید و از آن مراقبت کنید. بعضی روزها از فرزندتان بخواهید به گلدان آب دهد.

به آن سر بزنید و با تماشای مراحل رشد گیاه، مراقبه کنید. ممکن است بذری که کاشته‌اید، سبز نشود یا بیشتر از یک اندازه‌ای رشد نکند. دوباره امتحان کنید، ببینید مشکل چیست؟ گاهی لازم است بذر یا روش را تغییر دهید یا خاک را عوض کنید. درباره‌ روش نگهداری مطالعه کنید؛ اینترنت پر است از اطلاعات مفیدی که به حل مشکل کمک می‌کند.

مزه‌ی اولین دانه‌ی محصول بوته‌ی فلفل سبزی که کاشته‌اید برای همیشه زیر دندانتان می‌ماند.

آیا تا به حال گلدانی کاشته‌، مثل کتابی دست‌نویس، و به دیگران هدیه داده‌اید؟

 

 کمک گرفتن از حواس پنجگانه 

همراه فرزندتان به کمک حواس پنجگانه، مواد اولیه را قبل و بعد از پخت مشاهده کنید: بوی شنبلیله بعد از سرخ‌شدن یا پختن قوی‌تر می‌شود و بو و مزه‌ی تند سیر بعد از پخت ملایم‌تر.
بعضی از حبوبات، مثل نخود، حالت صابونی دارند و کف می‌کنند؛ صدای خیار و هویج ترد است.
با بوییدن و لمس کردن سیب به تازگی و ماندگی آن پی‌ببرید. من خودم یک بار، موقع خرید، از خانمی پرسیدم که «به» خوب را چطور بشناسم. گفت که از سنگینی، رنگ شفاف و بی‌لک بودنش.

آخرین بار کی موقع خرید، از دیگران پرسیده‌اید که چطور راز طالبی شیرین را، چشم‌بسته، تشخیص می‌دهند، یا کدام آناناس، شیرین و رسیده است و چرا؟

 

 به‌روز‌رسانی ذائقه‌ی خود و دیگران

در سفری همراه دوستی به رستوران کره‌ای رفتیم و غذا سفارش دادیم. دوستم تعجب کرد که چطور مردم این غذاها را می‌خورند؛ برای من این غذا رهاورد سفرم بود: تماشایش کردم و چشیدم و از مزه‌های عجیب‌غریبش لذت بردم، هرچند کوفته‌ماهی توی سوپ را دوست نداشتم.
اگر شما خورش قرمه‌سبزی را با لوبیا‌قرمز می‌پزید، در شهر دیگری آن را با لوبیا‌چشم بلبلی می‌پزند. برای یک‌بار هم شده فرمول را کمی تغییر دهید و ذائقه خود و خانواده را با طعم‌های عجیب آشنا کنید.

دوست دارید این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارید؟

 

 تبدیل آشپزی به بازی، تفریح و سرگرمی

بیشتر ما مادر را دیده‌ایم که با کلافگی پرسیده: غذا چی درست کنم؟
به او حق بدهیم، وقتی قرار است فقط یک نفر به جای همه‌ی اعضای خانواده انتخاب کند و کار پخت‌و‌پز را، به عنوان وظیفه، تنهایی انجام دهد.
اگر مادر خانواده هستید، روزهای تعطیل، با بقیه اعضای خانواده آشپزی و معاشرت کنید. یک عالمه خنده، شوخی، خرابکاری و گفت‌و‌گو در انتظارتان است و اگر تنها زندگی می‌کنید، با دعوت از مهمان و با هم آشپزی کردن، پخت‌و‌پز را به تفریح و سرگرمی بدل کنید.

راحت می‌توانید هر چه را با هم پخته‌اید به‌خوردشان بدهید!

راستی از خرابکاری آشپزانه که نمی‌ترسید؟

 

 چالش محدودیت در آشپزی 

آخرین بار، کی برای خود چالش محدودیت ایجاد کرده‌اید؟
گاهی همراه با اعضای خانواده تصمیم بگیرید برای سرگرمی هم که شده، با چند قلم مواد اولیه‌ی محدود ، شبیه یک مسابقه، یا در زمانی محدود پخت‌و‌پز کنید. نظرشان را بپرسید و پیشنهاد‌ها را در نظر بگیرید. کاشفان و دانشمندان گاهی با محدود کردن موضوع از نتیجه‌ی کشف خود شگفت‌زده می‌شوند.

غذای شگفت‌انگیز حتمن نباید پُرملات باشد یا از صبح تا شب پختنش طول بکشد.
برای تمرین می‌توانید مثلن چهارماده اولیه داشته‌ باشید که عطر و طعم یکی، مثل زنجبیل یا سیر، نسبت به بقیه قوی‌تر باشد و مزه بیشتری ایجاد کند.

آیا مایلید نتیجه چالش محدودیت‌تان را با ما درمیان بگذارید؟

 

آخر این‌که

به قول شهریار جان قنبری« از تو به خود رسیده‌ام»، من می‌نویسم تا خودم باور کنم که با مراقبه و مشاهده، از آشپزی هم می‌توان کمی به خود رسید.

شما هم اگر نکته‌ای به نظرتان می‌رسد بی‌هیچ خجالتی بپرسید و دیدگاهتان را در همین صفحه بنویسید.

 

 

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط